گروه فلسفه و منطق لرستان
ملاصدرا

ملاصدرا

 
معرفي شخصيت:

محمد بن ابراهيم قوامي شيرازي ملقب به صدر المتالهين يا ملاصدرا در ظهر روز نهم جمادي الاولي سال 980 قمري ديده به جهان گشود.پدر او خواجه ابراهيم قوامي مردي پرهيزگار ديندار و دوستدار و حامي دانش و معرفت بود.در زمان حيات ملاصدرا, شيراز داراي حكومت مستقلي بود و حكمراني آن به برادر شاه واگذار گرديد كه ،‌ پدر ملاصدرا بعنوان معاون او و دومين شخصيت مهم آن منطقه به شمار مي رفت, و به نظر مي رسيد تنها موهبتي كه خداوند به او ارزاني نداشته است داشتن فرزند باشد. اما بالاخره خداوند درخواست ها و دعاهاي اين مرد پاك و زاهد را بي جواب نگذاشت و بهترين پسران را به او ارزاني كرد كه او را محمد ملقب به صدرالدين نام نهاد به آن اميد كه عالي ترين شخصيت مذهبي گردد. در دوران جواني, صدرالمتالهين جوان با شيخ بهايي آشنا گرديد كه سنگ بناي شخصيت علمي و اخلاقي ملاصدرا توسط اين دانشمند جهانديده كم نظير بنا نهاده شد. و تكميل اين بناي معنوي را استاد ديگرش دانشمند سترگ و استاد علوم ديني و الهي و معارف حقيقي و اصول يقيني سيدامير محمد باقر بن شمس الدين مشهور به ميرداماد عهده دار گشت.از شاگردان او ميتوان به حاج ملاهادي سبزه زاري و ملامحسن فيض كاشاني اشاره كرد.

شرايط اجتماعي:

صدرالمتالهين حكيم خانه به دوشي بود كه به جرم آزادگي روح و فكر مجبور شد تا از پايتخت و پايتخت نشينان روي گرداند. وي در مقدمه كتاب اسفار دلايل بيزاري خود را از جاهلان فرزانه نماي زمان خود و عزلت و تصوف خويش را در كهك (روستايي دورافتاده در سي كيلومتري شهر مقدس قم) بيان داشته است.پس از بازگشت به شيراز شهرت صدراي شيرازي عالمگير شده بود و طالبان حكمت از نواحي و اطراف براي درك فيض به حضورش مي شتافتند. او خود در مقدمه اسفار مي گويد: «..... بتدريج آنچه در خود اندوخته بودم همچون آبشاري خروشان فرود آمد و چون دريايي پر موج در منظر جويندگان و پويندگان قرار گرفت.

شخصيت فلسفي:

در زمان حيات ملاصدرا يعني در اواخر قرن دهم و شروع قرن يازدهم هجري كلام و فلسفه از علوم رايج و محبوب آن زمان به شمار مي رفتند. دليل عمده گسترش اين علم نسبت به ساير علوم آن زمان مانند فقه، ‌ادبيات عرب، ‌رياضي، ‌نجوم و طب و ديگر علوم و همچنين هنرهاي رايج آن زمان مانند خط، معماري و كتيبه را مي توان در شرايط اجتماعي آن دوران كه خود زاييده شرايط سياسي حاكم بر كشور بود جستجو نمود. عدم وابستگي و استقرار ومركزيت حكومت وقت امنيت و آزادي خاصي را حكمفرما ساخته بودكه شكوفا شدن استعداد ها و گسترش هنر و علم را در پي داشت.

صدرالدين محمد در علوم متعارف زمان و بويژه در فلسفه اشراق و مكتب مشاء‌ و كلام و عرفان و تفسير قرآن مهارت يافت. او آثار فلسفي متفكراني چون سقراط و فلاسفه هم عصر او، افلاطون، ‌ارسطو و شاگردانش و همچنين دانشمنداني چون ابن سينا و خواجه نصرالدين طوسي را دقيقا بررسي نمود و موارد ضعف آنها را باز شناخت و مسايل مبهم مكاتب را بخوبي دانست. او اگر چه از مكتب اشراق بهره ها برد ولي هرگز تسليم عقايد آنان نشد و گرچه شاگرد مكتب مشا گرديد ليكن هرگز مقيد به اين روش نشد. ملا صدرا پايه گذار حكمت متعاليه مي باشد كه حاوي ژرف ترين پاسخ ها به مسائل فلسفي است. ملاصدرا علاوه بر سالك و رهرو در عرفان بعنوان موفق ترين سالكين در فلسفه مي باشد كه با طي كردن مراحل مختلف گنجينه با ارزشي را براي ساخت قلعه اي از دانش كشف نمود كه با نور جاوداني حقيقت مي درخشد.

شخصيت عرفاني:

من وقتي ديدم زمانه با من سر دشمني دارد و به پرورش اراذل و جهال مشغول است و روز به روز شعله هاي آتش جهالت و گمراهي برافروخته تر و بدحالي و نامردي فراگيرتر مي شود ناچار روي از فرزندان دنيا برتافتم و دامن از معركه بيرون كشيدم و از دنياي خمودي و جمود و ناسپاسي به گوشه اي پناه بردم و در انزواي گمنامي وشكسته حالي پنهان شدم. دل از آرزوها بريدم و همراه شكسته دلان بر اداي واجبات كمر بستم. با گمنامي و شكسته حالي به گوشه اي خزيدم. دل از آرزوها بريدم و با خاطري شكسته به اداي واجبات كمر بستم و كوتاهيهاي گذشته را در برابر خداي بزرگ به تلافي برخاستم. نه درسي گفتم و نه كتابي تاليف نمودم. زيرا اظهار نظر و تصرف در علوم و فنون و القاي درس و رفع اشكالات و شبهات و .... نيازمند تصفيه روح و انديشه و تهذيب خيال از نابساماني و اختلال، پايداري اوضاع و احوال و آسايش خاطر از كدورت و ملال است و با اين همه رنج و ملالي كه گوش مي شنود و چشم مي بيند چگونه چنين فراغتي ممكن است... ناچار از آميزش و همراهي با مردم دل كندم و از انس با آنان مايوس گشتم تا آنجا كه دشمني روزگار و فرزندان زمانه بر من سهل شد و نسبت به انكار و اقرارشان و عزت و اهانتشان بي اعتنا شدم. آنگاه روي فطرت به سوي سبب ساز حقيقي نموده، با تمام وجودم دربارگاه قدسش به تضرع و زاري برخاستم و مدتي طولاني بر اين حال گذرانده ام. سرانجام در اثر طول مجاهدت و كثرت رياضت نورالهي در درون جانم تابيدن گرفت و دلم از شعله شهود مشتعل گشت. انوار ملكوتي بر آن افاضه شد و اسرار نهاني جبروت بر وي گشود و در پي آن به اسراري دست يافتم كه در گذشته نمي دانستم و رمزهايي برايم كشف شد كه به آن گونه از طريق برهان نيافته بودم و هر چه از اسرارالهي و حقايق ربوبي و وديعه هاي عرشي و رمز راز صمدي را با كمك عقل و برهان مي دانستم با شهود و عيان روشنتر يافتم. در اينجا بود كه عقلم آرام گرفت و استراحت يافت و نسيم انوار حق صبح و عصر و شب و روز بر آن وزيد و آنچنان به حق نزديك شد كه همواره با او به مناجات نشست.

آثار:

· الحكمه العرشيه

· الحكمه المتعاليه في الاسفار العظيمه الاربعه

· المعه المشرقيه في الفنون المنطقيه

· المبدا و المعاد

· المشاعر

· المظاهر الالهيه في الاسفار علوم الكامليه

· الشواهد الربوبيه في مناهج السلوكيه

· التصور و التصديق

· الوريده القلبيه في معارفه الربوبيه

· اسرار الايات و الانوار البينات

· ديوان اشعار

· حدوث العالم

· اكسير العارفين في المعارفه طريق الحق و اليقين

· اعجاز النعمين

· كسرالاصنام الاجاهليه في ذم المتصوفين

· مفاتيح الغيب

· متشابهات القرآن

· رساله سه اصل

و ...

وفات:

حكيم وارسته در طول عمر 71 ساله اش هفت بار با پاي پياده به حج مشرف شد و گل تن را با طواف كعبه دل صفا بخشيد و در آخر نيز سر بر اين راه نهاد و به هنگام آغاز سفر هفتم يا در بازگشت از آن سفر به سال 1050 ه .ق در شهر بصره تن رنجور را وداع نمود و در جوار حق قرار گرفت، و در همانجا به خاك سپرده شد و اگر چه امروز اثري ازقبر او نيست اما عطر دلنشين حكمت متعاليه از مركب نوشته هايش همواره مشام جان را مي نوازد.


منبع :www.irib.ir و ملاصدرا

سه‌شنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٦ - گروه فلسفه و منطق | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

متا فيزيک ابن سينا

متافیزیک ابن سینا
ترانه جوانبخت

متافيزيک آن طور که ابن سينا در کتابش با عنوان "شفا" در نظر گرفته، توضيح عقلانی همه هستی ست. ابن سينا "مشتق شدن همه چيز از هستی لازم"، ابديت هستی و نيز نفی شناخت آنچه مجزا از منبع هستی ست را در اين کتاب توضيح داده است.

ابن سينا برای هر علمی موضوعی در نظر گرفته و علوم را به دوشاخه نظری و عملی تقسيم کرده است. از نظر او، علم نظری دانشی ست که موضوعش مستقل از ماست درحالی که علم عملی برای ما کاربرد دارد. او سه نوع علم عملی در نظر می گيرد: دانش کشورداری، اقتصاد و حکومت بر خود. او همچنين سه علم نظری را ممکن می داند: فيزيک، رياضی و دانش ماوراء الطبيعه.

ابن سينا اولين کسی ست که کانی شناسی را ابداع کرده و در شيمی به شیوه قدیم هم کار کرده است. ابن سینا در نجوم نیز تحقیقاتی دارد و با ابوریحان بیرونی تبادل فکر داشته است. یرداختن به حوزه های مختلفی که ابن سینا در آنها کار کرده از بحث این مقاله خارج است.

ابن سينا دانش ماوراء الطبيعه را دانشی الوهی می داند و موضوعش را طبق ديدگاه ارسطويی چيزی می داند که موجوديت داشته باشد. او به دو دليل مربوط بودن خدا به دانشهای ديگر را نفی می کند:

۱. دانش های ديگر يا دانش عملی هستند يا فيزيک يا رياضی و نمی توانند درباره خدا باشند.

۲. اگر خدا در متافيزيک بررسی نشود در هيچ علم ديگری قابل بررسی نخواهد بود. حتی اگر محوريت موضوع خدا در اين علم لازم باشد نمی توان جز اين يذيرفت که خدا موضوع خود را تشکيل می دهد.

ابن سينا اين مورد را مطرح می کند که موضوع متافيزيک به علت اوليه مربوط است. اگرچه به نظر ابن سينا، علت اوليه موضوع منحصر به متافيزيک نيست. چرا که وجود اين علت بايد در اين علم نشان داده شود. ابن سينا با استفاده از متافيزيک ارسطو اين راه حل را ييشنهاد می کند که موضوع  متافيزيک هستی آن گونه که هست می باشد که با هر آن چه وجود دارد اشتراک دارد. در تاريخ متافيزيک ابن سينا نخستين کسی ست که اين راه حل را ييشنهاد کرده است.

ابن سينا موضوع متافيزيک را با موضوع ديگر علوم نظری مقايسه کرده است. او  فيزيک را دانش اجسام آن گونه که هستند نمی داند بلکه آن گونه که حرکت می کنند يا ساکنند. رياضيات از نظر او، دانش مربوط به اندازه گيری و اعداد است و بنابراين به هستی که حادث شدنش رياضی ست ارتباط دارد. در هر دوی اين دانشها هستی به طور محدود بررسی می شود چرا که به ماده، اندازه يا تعداد بستگی دارد. در اين دو دانش،‌ هستی ييش فرض شده است بدون آن که برای خودش مطالعه شود. هستی موضوع دانش متافيزيک است و در اين دانش بدون هيچ محدوديتی بررسی می شود. متافيزيک همه مقوله های مربوط به هستی از جمله: ذات، کميت و کيفیت را شامل می شود ولی مقوله عمومی تر خود هستی ست که بقيه مقوله ها را دربر می گيرد.

موضوع متافيزيک، هستی همانطور که هست و مشترک با هر آن چه هست می باشد. ابن سينا می گويد که هستی نخستين موضوعی ست که به فکر در می آيد. اين نظر ابن سينا بعدها توسط فيلسوفانی نظير آکويناس و هايدگر استفاده شده است. تعبير هستی از اين جمله ابن سينا، درک روح ما از موجوديت داشتن چيزهاست. هستی، همه چيز را نه آن طور که اين گونه يا آن گونه است بلکه آن طور که موجوديت دارد دربر می گيرد.

ابن سينا علاوه بر ارسطو، از نظر فارابی نيز بهره برده است. فارابی متافیزیک ارسطو را به این صورت در نظر گرفته بود که ١٠علت برای هستی وجود دارد که ٩ علت ثانوی هستند. از نهمین علت، علت دهم که علت فعال است به وجود می آید. دو علت اول، اولین کره آسمانی و هفت علت کرات مربوط به سیارات را یدید اورده اند. فارابی روح این کرات را به خلقت جوهر جسمانی توسط خدا مربوط می دانست که ماده اولیه همراه با حرکت را تشکیل داده است که اجزایش با وجود تفاوتهای شکلی به هارمونی و هماهنگی رسیده اند، نیزعناصر چهارگانه طبیعی یعنی گرما، سرما، خشکی و رطوبت از آنها تشکیل شده است. در ادامه چرخه تکاملی، اشکال کامل تر یعنی گیاهان، جانوران و انسان یدیدآمده اند. فارابی همچنین به علم منطق، توانایی زبان و فکر یرداخته است. او تکامل ذهن را به سه مرحله ذهن بالقوه، ذهن بالقعل و ذهن به دست آمده تقسیم کرده است. از نظر او، نوع سوم ذهن با به کار بردن تصاویر و تصورات ذهنی  حاصل شده است.

ابن سينا نخستين کسی ست که بين ذات* و موجوديت، فرق قائل شده است. از نظر او، موجوديت همان حادث شده از ذات است. به عبارت ديگر، موجوديت همان چيزی ست که به ذات می رسد وقتی که وجود می يابد.

ابن سينا مفهوم لازم را در نظر می گيرد. از نظر او، لازم تاييدی بر موجوديت است. ارسطو نيز لزوم را در متافيزيک خود به عنوان مفهومی اساسی مطرح کرده بود. ابن سينا لزوم خدا را به عنوان دليلی بر موجوديت خدا به کار می برد.

يکی ديگر از مشخصه های متافيزيک ابن سينا، تفاوتی ست که بين لازم و ممکن مطرح کرده است. از نظر او، لازم به علت احتياجی ندارد در حالی که ممکن به علت محتاج است. توجه به تفاوت بين ذات و موجوديت در اينجا ضروری ست: هستی لازم، اصل موجوديتش را در خود دارد اما هستی ممکن این طور نيست و اصل موجوديتش را در خود ندارد. برای هستی ممکن، موجوديت يک حادثه است که به ذات اضافه می شود. هستی ممکن به چيزی احتیاج دارد تا واقع شود که همان هستی لازم است. به عبارت ديگر، هستی لازم همان علت هستی ممکن است که موجوديت آن را سبب شده است. اين هستی لازم به نوبه خود، يا لازم است يا ممکن و اگر ممکن باشد برای موجوديت يافتنش به علت لازم ديگری احتياج دارد. بنابراين هستی لازم به طور الزامی بايد وجود داشته باشد تا همه چيز هستی خود را از آن بگيرد. ابن سينا تاييد کرده است که در هستی لازم، هستی و ذات يکی هستند.

طبق استدلال ابن سينا، وجود ابديت هستی الزامی ست. چرا که در يک تداوم زمانی، هر چيز توسط علتی به وجود آمده که خودش علتی ممکن است. بنابراين هميشه می توان به يک علت درونی و سيس يه علت آن علت رسيد و تا بی نهايت ادامه داد. طبق نظر ابن سينا، اگر بخواهيم برای چيزی علتی در نظر بگيريم، بايد آن علت به طور هم زمان با آن چه سبب شده وجود داشته باشد بنابراين علت لازم آن خواهد بود. خلقت از نظر ابن سينا، به اين معنی نيست که موجوديت از يک "تصميم" درونی در زمان مشتق می شود (تصميم الوهی که مشکل چندگانگی را ايجاد می کند) بلکه به اين معنی ست که يک شيء، موجوديتش را از يک علت لازم گرفته است. بنابراين خلقت يک وابستگی در هستی ست نه تداوم زمانی.

الزام ابديت هستی در ديدگاه ابن سينا يعنی اثبات ابديت هستی توسط ابن سينا. به عبارت ساده تر اثبات ابديت هستی يعنی اثبات وجودی ابديت هستی. يس احتمال و امکان در آن راه ندارد. ابن سينا هستی را ابدی می دانست. 

ابن سينا دو دليل برای نادرست بودن نظريه تدوام درونی-زمانی اصل اوليه نسبت به موجوديت جهان ارائه داده است:

۱. اگر در نظر بگيريم که خدا قدرت خلق کردن را قبل از خلقت داشته، اين اشکال وجود خواهد داشت که زمانی معين قبل از خلقت جهان وجود داشته که شامل خدا هم شده است و اين غير ممکن است،

۲. اگر در نظر بگيريم که خدا خلقت را در زمانی غير از زمانی که جهان را خلق کرده است می توانست آغاز کرده باشد،‌ اين اشکال وجود دارد که خالق در زمان معنی از ناتوانی به توانايی رسيده و اين لزوم خلقت بوده که به او چنين امکانی داده است و اين مورد، اشکال دوم اين نظريه است. 

ابن سينا در کتابش نتيجه گرفته که تداوم درونی-زمانی برای خلقت غير ممکن است و خلقت را بايد به صورت يک اشتقاق موجودات از فکر خدا در نظر گرفت چراکه خدا فکری خالص است که به فکر می آيد و فکرش به صورت کار است که همان ذات همه موجودات است.

ابن سينا با اين نظريه، چندگانگی را از اصل اوليه رد کرده است: "او همه چيز را در آن واحد به تفکر در می آورد که به چندگانگی در ماده شکل می گيرد يا در حقيقت ذاتش به فرمهايشان درمی آورد اما اين فرمها از فکر او مشتق می شود." ذات اجسام به دليل آن که فکر شده اند، وجود دارد. جهان از اين فکر که همان اصل اوليه لازم است يديد آمده است.

براي اين که اين اصل دارای يگانگی باشد، ابن سينا از اصل نئو افلوتينی بهره گرفته و در کتابش نوشته است که اشتقاق اول از واحد است که فکر ديگر را مشتق می کند و اين اشتقاق ادامه می يابد و تحت هر فکر، يک کره آسمانی وجود دارد (ابن سينا در مجموع ۱۰ فکر مجزا در نظر گرفته است). طبق اين نظريه نئو افلوتينی، جهان از يک اشتقاق اوليه از فکر الوهی سرچشمه گرفته است.

نظريه متافيزيک ابن سينا چند مشخصه مهم دارد:

۱. ابن سينا يايداری موضوع متافيزيک يعنی هستی همان طور که هست را مطرح کرده است.

۲. هستی، نخستين موضوعی ست که به فکر ما می رسد.

۳. ابن سينا ذات و موجوديت (يا هستی) را از هم متفاوت در نظر گرفته است. اين مورد در متافيزيک يونانی بررسی نشده بود.

۴. خدا هستی لازم است که هستی و ذاتش لزوما در او مرتبط هستند.

۵. جهان (ذات ها) از خدا مشتق شده که خودش فکر می شود.

لازم است اشاره کنم که دور شدن ابن سينا از فلسفه ارسطو را يکی از مزيات فلسفه سينايی می دانند. هرچند که بهتر است وجوه متفاوت هر دو را در نظر گرفت.

* اگر کلمه ذات یا essence را درباه خدا به کار بریم، ذات همان جوهر یا substance  است. ارسطو نیز برای جوهر یا substance چهار معنا در نظر گرفته بود: ١. ذات یا ti esti ٢. فراگیر یا universal ٣. گونه ٤. سوبسترا.

منابع:

۱. برهان  شفا-شیخ الرئیس بوعلی سینا-ترجمه مهدی قوام صفری- انتشارات کتابخانه مرکزی-تهران

۲. فن سماع طبیعی از کتاب شفا- شیخ الرئیس بوعلی سینا- محمد علی فروغی- انتشارات کتابخانه مرکزی-تهران

۳. Avicenne, La Metaphysique Du Shifa,trad. M. Achena et H. Masse, Les Belles Lettres, 1995

۴. Le Statut De La Metaphysique, Alain De Libera, La Philosophie Medievale, PUF, 1993

سه‌شنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٦ - گروه فلسفه و منطق | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

 

متافیزیک ابن سینا
ترانه جوانبخت

متافيزيک آن طور که ابن سينا در کتابش با عنوان "شفا" در نظر گرفته، توضيح عقلانی همه هستی ست. ابن سينا "مشتق شدن همه چيز از هستی لازم"، ابديت هستی و نيز نفی شناخت آنچه مجزا از منبع هستی ست را در اين کتاب توضيح داده است.

ابن سينا برای هر علمی موضوعی در نظر گرفته و علوم را به دوشاخه نظری و عملی تقسيم کرده است. از نظر او، علم نظری دانشی ست که موضوعش مستقل از ماست درحالی که علم عملی برای ما کاربرد دارد. او سه نوع علم عملی در نظر می گيرد: دانش کشورداری، اقتصاد و حکومت بر خود. او همچنين سه علم نظری را ممکن می داند: فيزيک، رياضی و دانش ماوراء الطبيعه.

ابن سينا اولين کسی ست که کانی شناسی را ابداع کرده و در شيمی به شیوه قدیم هم کار کرده است. ابن سینا در نجوم نیز تحقیقاتی دارد و با ابوریحان بیرونی تبادل فکر داشته است. یرداختن به حوزه های مختلفی که ابن سینا در آنها کار کرده از بحث این مقاله خارج است.

ابن سينا دانش ماوراء الطبيعه را دانشی الوهی می داند و موضوعش را طبق ديدگاه ارسطويی چيزی می داند که موجوديت داشته باشد. او به دو دليل مربوط بودن خدا به دانشهای ديگر را نفی می کند:

۱. دانش های ديگر يا دانش عملی هستند يا فيزيک يا رياضی و نمی توانند درباره خدا باشند.

۲. اگر خدا در متافيزيک بررسی نشود در هيچ علم ديگری قابل بررسی نخواهد بود. حتی اگر محوريت موضوع خدا در اين علم لازم باشد نمی توان جز اين يذيرفت که خدا موضوع خود را تشکيل می دهد.

ابن سينا اين مورد را مطرح می کند که موضوع متافيزيک به علت اوليه مربوط است. اگرچه به نظر ابن سينا، علت اوليه موضوع منحصر به متافيزيک نيست. چرا که وجود اين علت بايد در اين علم نشان داده شود. ابن سينا با استفاده از متافيزيک ارسطو اين راه حل را ييشنهاد می کند که موضوع  متافيزيک هستی آن گونه که هست می باشد که با هر آن چه وجود دارد اشتراک دارد. در تاريخ متافيزيک ابن سينا نخستين کسی ست که اين راه حل را ييشنهاد کرده است.

ابن سينا موضوع متافيزيک را با موضوع ديگر علوم نظری مقايسه کرده است. او  فيزيک را دانش اجسام آن گونه که هستند نمی داند بلکه آن گونه که حرکت می کنند يا ساکنند. رياضيات از نظر او، دانش مربوط به اندازه گيری و اعداد است و بنابراين به هستی که حادث شدنش رياضی ست ارتباط دارد. در هر دوی اين دانشها هستی به طور محدود بررسی می شود چرا که به ماده، اندازه يا تعداد بستگی دارد. در اين دو دانش،‌ هستی ييش فرض شده است بدون آن که برای خودش مطالعه شود. هستی موضوع دانش متافيزيک است و در اين دانش بدون هيچ محدوديتی بررسی می شود. متافيزيک همه مقوله های مربوط به هستی از جمله: ذات، کميت و کيفیت را شامل می شود ولی مقوله عمومی تر خود هستی ست که بقيه مقوله ها را دربر می گيرد.

موضوع متافيزيک، هستی همانطور که هست و مشترک با هر آن چه هست می باشد. ابن سينا می گويد که هستی نخستين موضوعی ست که به فکر در می آيد. اين نظر ابن سينا بعدها توسط فيلسوفانی نظير آکويناس و هايدگر استفاده شده است. تعبير هستی از اين جمله ابن سينا، درک روح ما از موجوديت داشتن چيزهاست. هستی، همه چيز را نه آن طور که اين گونه يا آن گونه است بلکه آن طور که موجوديت دارد دربر می گيرد.

ابن سينا علاوه بر ارسطو، از نظر فارابی نيز بهره برده است. فارابی متافیزیک ارسطو را به این صورت در نظر گرفته بود که ١٠علت برای هستی وجود دارد که ٩ علت ثانوی هستند. از نهمین علت، علت دهم که علت فعال است به وجود می آید. دو علت اول، اولین کره آسمانی و هفت علت کرات مربوط به سیارات را یدید اورده اند. فارابی روح این کرات را به خلقت جوهر جسمانی توسط خدا مربوط می دانست که ماده اولیه همراه با حرکت را تشکیل داده است که اجزایش با وجود تفاوتهای شکلی به هارمونی و هماهنگی رسیده اند، نیزعناصر چهارگانه طبیعی یعنی گرما، سرما، خشکی و رطوبت از آنها تشکیل شده است. در ادامه چرخه تکاملی، اشکال کامل تر یعنی گیاهان، جانوران و انسان یدیدآمده اند. فارابی همچنین به علم منطق، توانایی زبان و فکر یرداخته است. او تکامل ذهن را به سه مرحله ذهن بالقوه، ذهن بالقعل و ذهن به دست آمده تقسیم کرده است. از نظر او، نوع سوم ذهن با به کار بردن تصاویر و تصورات ذهنی  حاصل شده است.

ابن سينا نخستين کسی ست که بين ذات* و موجوديت، فرق قائل شده است. از نظر او، موجوديت همان حادث شده از ذات است. به عبارت ديگر، موجوديت همان چيزی ست که به ذات می رسد وقتی که وجود می يابد.

ابن سينا مفهوم لازم را در نظر می گيرد. از نظر او، لازم تاييدی بر موجوديت است. ارسطو نيز لزوم را در متافيزيک خود به عنوان مفهومی اساسی مطرح کرده بود. ابن سينا لزوم خدا را به عنوان دليلی بر موجوديت خدا به کار می برد.

يکی ديگر از مشخصه های متافيزيک ابن سينا، تفاوتی ست که بين لازم و ممکن مطرح کرده است. از نظر او، لازم به علت احتياجی ندارد در حالی که ممکن به علت محتاج است. توجه به تفاوت بين ذات و موجوديت در اينجا ضروری ست: هستی لازم، اصل موجوديتش را در خود دارد اما هستی ممکن این طور نيست و اصل موجوديتش را در خود ندارد. برای هستی ممکن، موجوديت يک حادثه است که به ذات اضافه می شود. هستی ممکن به چيزی احتیاج دارد تا واقع شود که همان هستی لازم است. به عبارت ديگر، هستی لازم همان علت هستی ممکن است که موجوديت آن را سبب شده است. اين هستی لازم به نوبه خود، يا لازم است يا ممکن و اگر ممکن باشد برای موجوديت يافتنش به علت لازم ديگری احتياج دارد. بنابراين هستی لازم به طور الزامی بايد وجود داشته باشد تا همه چيز هستی خود را از آن بگيرد. ابن سينا تاييد کرده است که در هستی لازم، هستی و ذات يکی هستند.

طبق استدلال ابن سينا، وجود ابديت هستی الزامی ست. چرا که در يک تداوم زمانی، هر چيز توسط علتی به وجود آمده که خودش علتی ممکن است. بنابراين هميشه می توان به يک علت درونی و سيس يه علت آن علت رسيد و تا بی نهايت ادامه داد. طبق نظر ابن سينا، اگر بخواهيم برای چيزی علتی در نظر بگيريم، بايد آن علت به طور هم زمان با آن چه سبب شده وجود داشته باشد بنابراين علت لازم آن خواهد بود. خلقت از نظر ابن سينا، به اين معنی نيست که موجوديت از يک "تصميم" درونی در زمان مشتق می شود (تصميم الوهی که مشکل چندگانگی را ايجاد می کند) بلکه به اين معنی ست که يک شيء، موجوديتش را از يک علت لازم گرفته است. بنابراين خلقت يک وابستگی در هستی ست نه تداوم زمانی.

الزام ابديت هستی در ديدگاه ابن سينا يعنی اثبات ابديت هستی توسط ابن سينا. به عبارت ساده تر اثبات ابديت هستی يعنی اثبات وجودی ابديت هستی. يس احتمال و امکان در آن راه ندارد. ابن سينا هستی را ابدی می دانست. 

ابن سينا دو دليل برای نادرست بودن نظريه تدوام درونی-زمانی اصل اوليه نسبت به موجوديت جهان ارائه داده است:

۱. اگر در نظر بگيريم که خدا قدرت خلق کردن را قبل از خلقت داشته، اين اشکال وجود خواهد داشت که زمانی معين قبل از خلقت جهان وجود داشته که شامل خدا هم شده است و اين غير ممکن است،

۲. اگر در نظر بگيريم که خدا خلقت را در زمانی غير از زمانی که جهان را خلق کرده است می توانست آغاز کرده باشد،‌ اين اشکال وجود دارد که خالق در زمان معنی از ناتوانی به توانايی رسيده و اين لزوم خلقت بوده که به او چنين امکانی داده است و اين مورد، اشکال دوم اين نظريه است. 

ابن سينا در کتابش نتيجه گرفته که تداوم درونی-زمانی برای خلقت غير ممکن است و خلقت را بايد به صورت يک اشتقاق موجودات از فکر خدا در نظر گرفت چراکه خدا فکری خالص است که به فکر می آيد و فکرش به صورت کار است که همان ذات همه موجودات است.

ابن سينا با اين نظريه، چندگانگی را از اصل اوليه رد کرده است: "او همه چيز را در آن واحد به تفکر در می آورد که به چندگانگی در ماده شکل می گيرد يا در حقيقت ذاتش به فرمهايشان درمی آورد اما اين فرمها از فکر او مشتق می شود." ذات اجسام به دليل آن که فکر شده اند، وجود دارد. جهان از اين فکر که همان اصل اوليه لازم است يديد آمده است.

براي اين که اين اصل دارای يگانگی باشد، ابن سينا از اصل نئو افلوتينی بهره گرفته و در کتابش نوشته است که اشتقاق اول از واحد است که فکر ديگر را مشتق می کند و اين اشتقاق ادامه می يابد و تحت هر فکر، يک کره آسمانی وجود دارد (ابن سينا در مجموع ۱۰ فکر مجزا در نظر گرفته است). طبق اين نظريه نئو افلوتينی، جهان از يک اشتقاق اوليه از فکر الوهی سرچشمه گرفته است.

نظريه متافيزيک ابن سينا چند مشخصه مهم دارد:

۱. ابن سينا يايداری موضوع متافيزيک يعنی هستی همان طور که هست را مطرح کرده است.

۲. هستی، نخستين موضوعی ست که به فکر ما می رسد.

۳. ابن سينا ذات و موجوديت (يا هستی) را از هم متفاوت در نظر گرفته است. اين مورد در متافيزيک يونانی بررسی نشده بود.

۴. خدا هستی لازم است که هستی و ذاتش لزوما در او مرتبط هستند.

۵. جهان (ذات ها) از خدا مشتق شده که خودش فکر می شود.

لازم است اشاره کنم که دور شدن ابن سينا از فلسفه ارسطو را يکی از مزيات فلسفه سينايی می دانند. هرچند که بهتر است وجوه متفاوت هر دو را در نظر گرفت.

* اگر کلمه ذات یا essence را درباه خدا به کار بریم، ذات همان جوهر یا substance  است. ارسطو نیز برای جوهر یا substance چهار معنا در نظر گرفته بود: ١. ذات یا ti esti ٢. فراگیر یا universal ٣. گونه ٤. سوبسترا.

منابع:

۱. برهان  شفا-شیخ الرئیس بوعلی سینا-ترجمه مهدی قوام صفری- انتشارات کتابخانه مرکزی-تهران

۲. فن سماع طبیعی از کتاب شفا- شیخ الرئیس بوعلی سینا- محمد علی فروغی- انتشارات کتابخانه مرکزی-تهران

۳. Avicenne, La Metaphysique Du Shifa,trad. M. Achena et H. Masse, Les Belles Lettres, 1995

۴. Le Statut De La Metaphysique, Alain De Libera, La Philosophie Medievale, PUF, 1993

سه‌شنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٦ - گروه فلسفه و منطق | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

 

 

 

 

 

 

 

بانک سئوالات فلسفه پیش دانشگاهی

سوالات تستی

1-کدامیک اساسی ترین مفهوم ومدار همه  بحث های مابعدالطبیعه است؟

الف)حرکت                       ب) وجود                                  ج) جوهر                       د)انسان

2-منشاء تحول در موجودات طبیعی چیست؟

الف)جوهری بودن آنها             ب)ممکن بودن آنها        ج)قائم به ذات نبودن نشان             د) ماده بودن آنها

3-اندیشه های فلسفی فلاسفه اسلامی که برای توجیه مسائل فلسفه؛ دست به دامان حکمت «مشاءـ» شدند, به رشد کدام مکتب غربی کمک کردند؟

الف)نقد گرایی              ب)اصالت عمل                        ج)اصالت عقل                        د)پندارگرایی

4-کدام فیلسوف مشایی در قرن یازدهم به تقسیر اشراقی فلسفه این سینا پرداخت؟

الف) سهروردی             ب)میرداود                        ج)ملاصدرا                              د)خواجه نصیرالدین طوسی

5-ازنظر حکمای اسلامی کدام گزینه صحیح است؟

الف)عینیت مفهوم وچود وماهیت در ذهن                                       ب)مغایرت وجود با ماهیت در خارج

  ج)مغایرت وجود با ماهیت در ذهن                                              د) زیادت وجود برماهبت در خارج

6-سئ.ال از «چیستی» موجودات در اندیشه های فلسفی .موضوع ...........ذا رقم زد وپرسش از «هستی»موضوع ........را؟

الف)علت-معلول                     ب)فقر-غنا                      ج)معل.ل –علت                   د)ماهیت -وجود

7-اصل سنخیت ئر ارتباط موجودات عالم نشانگر چیست؟

الف)ارتباط پدیده ها                                                     ب)ضرورت وحقیقت نظام هستی

  ج)  نظام معین هستی                                                   د)تقدم وجوب بر وجود

8-کدام اصل در برهان فارابی .مبنای تسلسل علل می باشد؟

الف)تقدم علت برمعلول         ب)سنخیت علت ومعلول       ج)ضرورت علی ومعلولی         د)واقیت مستقل از ذهن

9-قوانین واصولی که عموما با الفاظ«همه- هیچ-همیشه» ومانند آن همراه می باشند. قوانین ........و........می باشند؟

الف)علمی -کلی                   ب)علمی- عینی               ج)فلسفی -ماهوی                          د)فلسفی -عینی

10-مقصود از نظریه ئ امکان ذاتی چیست؟

الف)ذاتی شئ ضرورت عدم نداشتهباشد                                          ب)ماهیت شئ ضرورت وجود نداشته باشد

  ج)ذات شئ امتناع وجود داشته باشد                د) ذات وماهیت شئ نه ضرورت وجود داشته باشد ونه ضرورت عدم

11-شکل خاص تکاپوی پایان ناپذیر عقلانی به منظور دستیابی به راز ورمز امور وتوفیق در گره های ناگشوده ی پدیده های طبیعی .اجتماعی.تاربخی وجزآن............نامیده می شود؟

الف) فلسفه ئ اولی(متافیزیک)                      ب)فلسفه                 ج)منطق نظری                  د)منطق عملی

12-مهمترین دلیل برای آن که فارابی را معلم ثانی نامیده اند چیست؟

الف)اولین فیلسوف سیاسی اسلام است                                          ب) بنیانگزار فلسفه ئ نبوی است

  ج)به خوبی آثار ارسطو را شرح کرده است                                  د)همه ئ فیلسوفان پس ازاو.ازاو بهره برده اند

13-هدف فارابی در«رساله ی جمع بین آرای دوحکیم»طرح .......است؟

الف)ارائه ئ روش تحقیق فلسفی                                                 ب) تفسیر موارد اختلاف نظر

  ج) تاسیس فلسفه ئ اسلامی                                                       د) یک پژوهش فلسفی صرف

14-یکی از ارکان بحث ها درحکمت مشرق ابن سینا چیست؟

الف)اثبات تجردبعدخیال                          ب)فرشته شناسی          ج)علم حضوری                 د) اثبات عالم مثال

15-ازدیدگاه این سینا «طبیعت شی » آن را به سوی........؟

الف) خیروکمال سوق می دهد وهیچ مانعی برسر راه آن قرار ندارد

  ب)صورت های جدیدسوق می دهد وتنها موانع غیر مادی می تواند جلوی آن رابگیرد

   ج)اعتدال سوق می دهد وتنها موانع مادی می تواند جلوی آن را بگیرد

    د)خیر وکمال سوق می دهد به شرط آن که مانعی درکار نباشد

16-درنظر ابن سینا جهان شناسی .شناخت قوانین طبیعت از راه ........است؟

الف)استدلال واستنباط                     ب) تجربه  واستدلال        ج) تجربه وآزمایش                 د) قیاس واستقراء

17- کدام مکتب هدف خود را زدودن عناصر غیراسلامی از ساحت اسلام معرفی می کرد؟

الف)مکتب فقها                         ب)اشعری                        ج) معتزلی                            د) اهل حدیث

18- پاسخ دهندگان به تشکیلات امام فخر رازی وامام محمدغزالی درخصوص حکمت .........به ترتیب .....بوده اند؟

الف) اشراق-خواجه نصیر الدین طوسی وابن رشد                   ب) اشراق –ابن رشد وخواجه نصیرالدین طوسی

  ج)مشاء – خ.اجه نصیرالدین طوسی وابن رشد                       د)مشاء- ابن رشد وخواجه نصیرالدین طوسی

19-(معلوم بالذات) مصون ازشک وخظا درمسایل فلسفی ازمتن واقعیت سرچشمه میگیرد.چه دریافتی از مفاهیم اخلاق ره آورد این نظراست؟

الف)اصل امتناع تناقض                          ب)اصل هویت                     ج) علم حصولی           د) علم حضوری

20-(کوه قاف)دراندیشه ئ عرفاء .مظهر ونمود .......است؟

الف)دل رااز وساوس شیطانی زدودن                                   ب) راه های صعب العبور تکامل معنوی نفس

  ج) نفس لوامه را بر نفس اماره غلیه دادن                              د) نفس اماره را در زیر پای نفس مطمئنه قرار دادن

21-مباحث توجید وخداشناسی وصفات الهی مربوط به کدام سیر است؟

الف) من الخلق الی الحق           ب)من الحق الی الحلق بالحق           ج)فی الخلق بالحق           د) بالحق فی الحق

22-کدام کتاب به عنوان ((بزرکترین دایره المعارف عظیم فلسفی)) به شماره میرود ونویسنده ئ آن کیست؟

الف)شفا-ابن سینا          ب)دانش نامه ئ علایی-ابن سینا         ج)احصاء العلوم-فارابی           د)اسفاراربعه- ملاصدرا

23-ملاصدرا با بیان کدام نظریه. بعدچهارم بودن «زمان»را برای اجسام اثبات نمود؟

الف) تشکیک وجود             ب)اصالت وجود                   ج)حرکت جوهری                     د) امکان فقری

24-کدام مفهوم متواطی وکدام یک مشکک است؟

الف) سنگ-گل سرخ             ب)شیرینی- سرخی                ج)انسان- گرما                        د) سردی- آهن

25-تجلی بخش به حکمت متعالیه .........بود که معتقد به اصالت .........بود واساس اصالت ......را با طرح حرکت ......درهم فروریخت؟

الف)شیخ اشراق-وجود-ماهیت-ماهوی                                            ب) ابن سینا- ماهیت- وجود- ماهوی

  ج)ملاصدرا- ماهیت- وجود- جوهری                                            د)ملاصدرا- وجود- ماهیت- ماهوی

26-کدام مکتب شیعی به کلام .رنگ فلسفی داد؟

الف)خواجه نصیرالدین طوسی                  ب)سیدمرتضی علم الهدی         ج) شیخ مفید                  د) شیخ بهایی

27-یکی از ارکان بحث هادرحکمت مشرقی ابن سینا چیست؟

الف)اثبات تجرد بعد خیال              ب) فرشته شناسی                  ج) علم حضوری                    د) اثبات عالم مثال

28-ازدیدگاه مرحوم علامه طباطبایی. مفاهیمی مانند«حسن وقبح» را آدمی از روی کدام مورد می سازد؟

الف) بایدونبایداعتباری         ب) باید ونباید تکوینی           ج) هست ونیست واقعی                د) هست ونیست اعتباری

29-آنجا که یکی از فیزیک دانان قرن معاصر می گوید :ما فیزیک داریم اما فلسفه ئ طبیعی نداریم که فیزیک را درآن بگنچانیم. به کدام یک از ویژگیهای فلسفه به نحو اعم وبه کدام یک از ویژگیهای فلسفه ی اسلامی به نحو اخص توجه شده است؟

الف) آزاد اندیشی                     ب)تفکر واخلاق                       ج) پیوند سازمانی               د) وسعت نظر

30-قطع رابطه ی «هست ها»و«بایدها» وتابعیت ارزشهای اخلاقی از احساس ها وعواطف انسانی.در ابتدا توسط چه کسی مطرح شد وچه دریافتی از مفاهیم اخلاقی ره آورداین نظر بود؟

الف)دیوید هیوم- مطلقیت دراخلاق      ب) دیویدهیوم- نسبیت دراخلاق   ج)کانت-اصالت وجود      د) کانت-اصالت ماهیت

 

سه‌شنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٦ - گروه فلسفه و منطق | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

 

چكيده :

مقولات يا اجناس عاليه ، از نظر منطقيان اسلامي ماهياتي هستند كه عقول و اذهان به آن نمي توانند احاطه داشته باشند و تعداد آنها ده عدد است .  مقوله در تقسيم اول به دو قسمت ؛ جوهر و عرض تقسيم مي شود . جوهر آن است كه قائم به ذات خود باشد . و عرض آن است كه چون در خارج موجود شود ، محتاج به موضوع است .

 

مقولات عشر

كليد واژه ها:

مقوله ، جوهر ، عرض ، مجرد ، غير مجرد .

در مورد تعداد مقولات يا اجناس عاليه(1) ، منطقيان متحدالقول نيستند . بعضي از منطقيان تعداد مقولات را چهار عدد، بعضي پنج عدد، بعضي ده عدد و بعضي از اين هم بيشتر گفته اند . منطقيان اسلامي معمولاً قول ارسطو را پذيرفته اند كه بنا بر آن تعداد مقولات ده عدد است (يك جوهر و نه عرض).  مقوله در تقسيم اول به دو قسمت جوهر و عرض تقسيم مي شود .

 جوهر: ما هيتي است كه چون در خارج موجود شود ، احتياج به موضوع ندارد .

عرض : ماهيتي است كه چون در خارج موجود شود ، محتاج به موضوع است .

اقسام جوهر :

1-     عقل : جوهر مجردي كه در فعل محتاج  ماده نيست.

2-     نفس : جوهر مجردي كه در فعل محتاج ماد ه است .

3-     صورت : جوهر غير مجردي كه حالّ در شيئ باشد .

4-     ماده يا هيولي : جوهر غير مجردي كه محل صورت است

5-     جسم :جوهر غير مجردي كه مركب از ماد و صورت  است .

 

اقسام عرض :

چنان كه گفته شد در مورد تعداد مقولات بين منطقيان اختلاف است ، اين اختلاف ، بيشتر در مورد تعداد اعراض است . به اعتقاد ارسطو ، اعراض نه عدد و به اعتقاد سهر وردي اعراض چهار عدد است ( كم ، كيف ، نسبت و حركت ) و اعراض نه گانه عبارت است از :

1- كم : عرضي است كه ذاتاً قابل قسمت و تجزيه پذير باشد . كم بر دو قسم است : 1- كم متصل : ماهیتي است كه بين اجزاء آن حد مشترك وجود داشته باشد .و آن بر دو قسم است : ثابت (يا قارّ الذات ) و غير ثابت(يا غير قارّالذات) .

الف -كم متصل ثابت بر سه نوع است : جسم تعليمي ، سطح ، خط .

كمّ متصل غير ثابت عبارت است از زمان .

ب- كمّ منفصل : عبارت است از كميتي كه بين اجزاء آن حد مشترك وجود نداشته باشد و آن انحصاراً عبارت است از اعداد.

2- كيف : كيف ، ماهيتي است كه قابل قسمت و نسبت نباشد . و آن خود بر چهار قسم است :

الف : كيف محسوس : كه عبارت است از كيفيتي كه توسط يكي از حواس پنج گانه احساس شود .

ب: كيف نفساني : كيفيتي كه در نفس حاصل مي شود و آن عبارت است از :

عواطف نفساني : مانند ؛ محبت ، شادي ، شعف ، دوستي و .....

پ: كيف استعدادي : عبارت است از توان و نيروي قبول تأثر ، يا نيروي مقابله با تأثرات  است مثل داشتن بنيۀ قوي يا بر عكس آن .

ت: كيف مخصوص به كمّ : اين قبيل كيفيتها عارض بر كميات مي شوند . مثل استقامت و انحنا كه عارض خط مي شود .

 

 

 

3- وضع : وضع عبارت است از نسبت اجزاء شئ به يكديگر و نسبت كل اجزاء شئ به محيط آن.  مثل وضع خوابيده و نشسته و ايستاده براي انسان .

4- ايْن : ايْن عبارت است از نسبت شئ به مكان يا در مكان بودن . مثل بودن علي در خانه .

5- متي : عبارت است از نسبت به شئ  به زمان معيني يا بودن در زمان معين: مانند بودن حافظ در قرن هشتم هجري.  

6- جِدَه يا مِلك يا لَه :

ملك عبارت است از احاطۀ چيزي بر چيز ديگر به طوري كه با انتقال محاط ، محيط نيز نقل مكان كند . مانند احاطه چادر بر زنان .

7- انْ يفعل :

ان يفعل عبارت است از هيئت حاصل از تأثير تدريجي چيزي در چيز ديگر در حالي كه تأثير مي كند.  مانند حالت خياط نسبت به لباس در حال دوختن آن .

8- انْ ينفعل :  

عبارت است از هيئت ناشي تأثر تدريجي چيزي از چيز ديگر ( بر عكس فعل ) در حالي كه تأ ثير مي پذيرد . مانند انجماد آب بر اثر برودت .

9-اضافه :

اضافه عبارت است از مقوله اي كه چه در مرحلۀ تصور و تعقل و چه در مرحلۀ تحقق و عينيت خارجي ، محتاج و متوقف بر تعقل يا تحقق امر ديگري مي باشد . و به تنهايي قابل تصور و یا تحقق نباشد . مثل تصور « پدري » كه با تصور « فرزندي » همراه است .

پي نوشت ها :

1- علت اينكه اين مقولات را اجناس عاليه ماهيات ناميدند  اين است كه: ماهياتي كه عقول واذهان به آن نمي توانند احاطه داشته باشند در تحت اين مقوله محصور هستند و گذشته از بعضي امور معقول مانند وجود و وجوب و امكان . يا چيز هايي كه مبادي و نهايات بعضي از انواع هستند.  ( مانند وحدت كه مبدأ عدد و نقطه كه نهايت خط است ) چيز ديگري از اعيان موجودات از اين مقولات خارج نيست .  

 

2- جوهر به اصطلاح قطب الدين شيرازي در درة التاج آن است كه قائم بالذات خود باشد ، چه وجود و چه ماهيت .

منابع :

1)      خوانساري ، محمد ، منطق صوري ، چاپ شانزدهم ، مؤسسه انتشارات  آگاه ،  تهران  ، زمستان 1372،صص125-150 .

2)      مظفر ، محمد رضا،  منطق ، چاپ پنجم ، مؤسسه انتشارات حكمت ، تهران، 1380 ،صص168-172.

3)      نصيرالدين طوسي (خواجه)، اساس الاقتباس ، تصحيح آقاي مدرس رضوي ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1326، ص 34 .  

 

 

 

 

 

 

آذرسپهوند

عضو گروه  درس فلسفه و منطق استان لرستان

سه‌شنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٦ - گروه فلسفه و منطق | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

طرح درس منطق - مبحث تصورات

نام شهرستان/منطقه/ناحیه: خرم آباد ناحیه2                                                    نام آموزشگاه: دبیرستان شهدای لشگر

دوره درسی : منطق                                                                                        پایه ومقطع تحصیلی : پایه سوم متوسطه

عنوان درس: مبحث تصور (جزئی وکلی)                                                             موضوع درس: تصورجزئی وکلی

زمان : 90 دقیقه                                                                                                 شماره جلسه وتاریخ اجرا: جلسه هشتم 29/8/1385

صفحات کتاب : 28-34                                                                                طراح : آذرسپه وند

ویژگی فراگیران : تعداد 21نفر (درقالب گروههای 3نفره همسان)

وضعیت درسی: درحد متوسط وقوی 

هدف کلی :

1-     آشنایی دانش آموزان با اقسام تصور(جزئی وکلی وتعریف هریک؛

2-     آگاهی ازاهمیت تصورکلی؛

3-     توانایی تمایزمیان تصورکلی وجزئی ؛

4-     آشنایی با تعریف مفهوم ومصداق ودرک نسبت میان آنها ؛

5-     آشنایی با نسبت های چهارگانه میان دومفهوم کلی؛

6- توانایی تعیین نسبت میان دومفهوم کلی؛

هدف های جزئی : فراگیران درپایان تدریس باموضوعاتی ازقبیل:

1-     تصورواقسام آن به جزئی وکلی آشنا شوند.

2-     اهمیت تصورکلی رابشناسند.

3-     توانایی تمایز میان تصورکلی وجزئی رابدانند.

4-     تعریف مفهوم ومصداق رابدانند.

5-     نسبت میان مفهوم ومصداق را یاد بگیرند.

6- نسبت های چهارگانه (تساوی عموم وخصوص مطلق عموم وخصوص من وجه- تباین) رامیان دومفهوم کلی،یادبگیرند.

هدف های رفتاری درس: دانش آموزان در پایان تدریس ...

1- تصورجزئی وکلی راباذکر مثال تعریف کنند .(دانش ) 2- اهمیت تصورکلی راتشخیص دهند.(درک وفهم)

3-تونایی تمایزمیان تصورکلی وجزئی پیداکنند.(تجزیه وتحلیل) 4- تعریف مفهوم ومصداق رابیان کنند(درک وفهم)

5- نسبت میان مفهوم ومصداق را بیان نمایند.(درک وفهم) 6- نسبت های چهارگانه راتشخیص دهند.(درک وفهم)

7- برای هرکدام از نسبت های چهارگانه مثالی راطراحی نمایند.(کاربرد)

رفتارورودی :دانش آموز قبل از تدریس...

1- معنای تصوررا می داند. 2- اقسام تصور (بدیهی و غیربدیهی ) رامی شناسد.

3- تصوروتصدیق راازهم جدامی کند.

4- مبحث الفاظ وانواع لفظ برمعنی وتعاریف هرکدام راباذکرمثال می داند.

الف) فعالیت های مقدماتی تدریس(20دقیقه)

1- شروع کلاس بانام خدا وسلام واحوالپرسی وبرقراری ارتباط عاطفی وتوجه به غایبین جلسه قبل وبررسی علت غیبت آنان وذکرسخن حکمت آمیزامام علی (ع) مانند:«العالم بلاعمل کالرامی بلاوتر.»

دانشمند بدون عمل همچون تیراندازبدون زه است .      (2دقیقه)

2- حضور وغیاب :باسئوال معلم از نماینده کلاس انجام شده وتذکر داده می شود که اعضای گروه مطالب این جلسه رابا غایبین اعلام نمایند.   (1دقیقه)

3- بررسی تکلیف: توسط 3نفراز دانش آموزان منتخب قبل از ورود معلم بررسی شده وگزارش داده می شود .

ضمناً تکالیف دانش آموزان منتخب وچند نفردیگر توسط معلم بررسی می شود.   (3دقیقه)

4- ارزشیابی ورودی : سئوالات آماده شده که براساس مفاهیم درس گذشته،رفتارورودی ودرس جدید طراحی شده به صورت کتبی وفردی جدا شده وسپس درگروه بررسی ورفع اشکال می گردد.(10دقیقه)

5- ایجاد انگیزه: بااین سئوال که بچه ها آیا مفاهیمی مثل پدر،مدرسه،ایران،.... رامی شناسید؟ پاسخ احتمالی مثبت ویا ذکرمثالهای دیگر می باشد .    (3دقیقه)

براساس پاسخ های شاگردان ،که روی تابلو توط معلم نوشته می شود،بااستفاده از روش بارش مغزی سئوال می شود که چه تصورات دیگری را می توانند نام ببرید؟ تفاوت این تصورات درچیست؟ تابا راهنمایی معلم،شاگردان خودبه تشخیص تصورکلی وجزئی دست یابند.     (1دقیقه)

6-معرفی درس جدید:

عنوان اصلی درس ورئوس مطالب رابه شکل زیر روی تخته نوشته وهدف های رفتاری به صورت شفاهی مطرح می شود.        تصور      جزئی

                                                        کلی

                                                            مفهوم ومصداق ونسبت آنها به یکدیگر

نسبت های چهار گانه

1-    تساوی

2-    عموم وخصوص مطلق

3-    عموم وخصوص من وجه

4-    تباین


ب : ارایه درس : (55 دقیقه )

شماره هدف

فعالیت های معلم

فعالیت های دانش آموزان

روش یا الگو

وسایل و رسانه های آموزشی

1

2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ابتدا سئوالات جدول ذیل با اشاره کردن به اشیاء یا تصویر توسط معلم طرح شده و پاسخ های شاگردان با رنگ دیگری در مقابل آن روی تابلو نوشته شده یا مالک ها یا اسلاید های آماده شده آن ، نمایش داده می شود .

-سپس از ثبت جدول روی تابلو معلم سئوالات جهت دار زیر را برای هدایت شاگردان مطرح می کنند :

م : چه فرقی بین کلمات زیر مشاهده      می کنید ؟  ( پدر ، کوه البرزو ... )

م : ( پس از تشویق ) نزدیک شدید

م : این کلمات کلی هستند یا جزئی ؟

م : تصوراتی که نتوانیم افراد متعدد برای آن فرض کنیم وتنها اختصاص به یک فرد مشخص معین دارد و یا با قید این و آن همراه است  را تصور  جزئی گویند و برخلاف تصور جزئی ، آن تصوراتی را که بتوان برای آن افراد متعدد فرض کردرا تصور کلی گویند 

م : اهمیت تصور کلی  را از آن جهت که تکلم و تفکر و استدلال بدون ادراک  مفاهیم کلی امکان پذیر نیست را برای دانش آموزان در علوم مختلف بیان      می نماید .

 

 

 

 

دانش آموزان به صورت فردی و و یا در صورت نیاز پس از همفکری در در گروه پاسخ مناسب را ارایه می کنند

 

گروه : پدر مفهومی است که به همه پردان اطلاق می گردد ولی ما فقط یک کوه البرز داریم

گروه  : پدر کلی وکوه البرز جزئی

گروه : بین تصورات دیگر نیز با تعریفی که از معلم ارائه شده تصور جزئی را از تصور کلی تمیز می دهند .

گروه : مثالی را برای نسبت میان مفهوم و مصداق طراحی می کنند وتعریف هر کدام را به همراه اهمیت تصور کلی بیان می نمایند

 

 

 

 

 

 

پرسش و پاسخ

پرسش و پاسخ  دریافت مفهوم

همیاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تابلو آموزشی وماکت یا اسلاید  کارت پوستر

تابلو استفاده از نمودار یا ماکت و یا اسلاید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ب : ارایه درس : (55 دقیقه )

شماره هدف

فعالیت های معلم

فعالیت های دانش آموزان

روش یا الگو

وسایل و رسانه های آموزشی

3

4و5

                 6

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سپس بین مفهوم و مصداق رابطه ای که برقرار است و اینکه کلی را می توان به دو لحاظ مورد توجه قرار داد : یکی به لحاظ و مفهوم و دیگری به لحاظ مصداق . مفهوم همان تصور ذهنی ما از امور مختلف ومصداق یعنی آنچه مفهوم برآن صدق می کند و ... را برای دانش آموزان با ذکر مثال شرح می دهد .

معلم توجه دانش آموزان را به رابطه بین مفهوم و مصداق با نشان دادن نمودار ویا.... جلب می نماید . و از دانش آموزان  می خواهد با توجه به معنای مفهوم و مصداق و رابطه بین آنها ، و مطالعه کتاب درسی تمرینات مربوط به این بخش را درکتاب حل نمایند .

و درخواست تفکیک آنها از یکدیگر

معلم توجه شاگردان را به نمودار نسب اربع  بین دو کلی ، جلب نموده و سئوالهای زیر را مطرح می کند .

1-نسبت تساوی یعنی چه ؟

2-نسبت عموم وخصوص مطلق به نسبتی است ؟ 

3-نسبت عموم و خصوص من وجه چگونه است ؟

4-تباین یعنی چه ؟

م : با اشاره به نمودار ، تعریف هرکدام از نسبت چهارگانه را با ذکر قضایای آنها در قالب مثال جداگانه توضیح می دهد .

م : به سئوالاتی را که در ابتدا مطرح نموده بود اشاره نموده و از دانش آموزان درخواست می نماید که با توجه به پاسخ آنها تمرینات شماره 5 و 6 صفحه 34 کتاب را حل نمایند .( ارجاع به متن کتاب و تشخیص هر یک از روابط چهار گانه بین دو مفهوم کلی )

 

 

گروه : به تمرینان مص 33- 34 تا آخر تمرین شماره 4 پاسخ می دهند

سپس هر گروه پاسخ خود را  ارایه می کنند

توجه به نمودارو پاسخ به سئوالات معلم

پس از تعاریف معلم ، دانش آموزان به مطالعه کتاب درسی ابتدا به صورت فردی و سپس از همفکری در گروه ، نسبت چهار گانه و روابط و قضایای آن را یاد می گیرد . دانش آموزان ابتدا محتوای درسی را بررسی نموده و بین دو کلی ، روابط چهارگانه را تعیین  می کند وبه هر سئوال ، فردی پاسخ داده و سپس پاسخ در گروه مطرح شده و پاسخ نهایی توسط یکی از افراد گروه ارایه می شود 

 

 

 

 

 

 

همیاری پرسش و پاسخ یاران در یاد گیری 

پرسش و پاسخ و همیاری و یاران در یاد گیری

همیاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کتاب درسی و تابلو آموزشی و یا اسلاید

پوستر کارت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ج ) فعالیت های پایانی تدریس ( 15 دقیقه )

1-جمع بندی ( 5 دقیقه )

از گروه ها خواسته می شود در باره ی مفاهیم درس جدید ابتداء گروه تبادل نظر گروه و سپس با استفاده ار روش تلخیص و طرح این سئوال که « امروز چه یاد گرفیتم  ؟» دانش آموزان را هدایت کرد . تا به ترتیب مفاهیم اصلی درس را معرفی نموده و در پایان به صورت چارت روی تابلو  نمایش داده می شود .

2-ارزشیابی پایانی تدریس ( 7 دقیقه )

به صورت آزمون کتبی گروهی اجرا  شده و سپس معلم جهت بازخورد ، پاسخ شفاهی برخی دانش آموزان را نیز دریافت کرده و تصحیح پاسخ توسط گروه ها و معلم صورت می گیرد .

3-تعیین تکلیف ( 3 دقیقه )

-حل تمارین کتاب درسی

-تعیین نسبت های اربعه متن درس

تکالیف داوطلبان شامل :

-با رجوع به کتاب منطق صوری مثالهای دیگری را بیاورید .- ماکت های تصور جزئی و کلی و یا نسب اربع را بسازد .

اختتام : ختم کلاس با دعا « الهم اغفرللمؤمنین و المؤ منات و ... »

توجه : معلم در طول تدریس از نزدیک بر فعالیت های فردی و گروهی شاگردان نظارت می کند .

 

 

 

 

 

 

 

 

سه‌شنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٦ - گروه فلسفه و منطق | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

خوش آمدید
گروه فلسفه و منطق


تماس با ما

مطالب پیشین

RSS Feed


add to google bookmarks
add to yahoo bookmarks
add to msn bookmarks
add to my feedster
Subscribe with Bloglines
add to netvibes
add to live

اخبار هک و امنیت